۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

همینگوی و کوه یخ


همینگوی در نطقی که به مناسبت دریافت جایزه نوبل (۱۹۵۴) ایراد کرد، سبک خود را با استعاره "کوه یخ" توضیح داد: «می‌کوشم کارم مثل "کوه یخ" باشد، که هفت هشتم آن زیر آب پنهان است و تنها یک هشتم آن به چشم می‌آید. هرچه از بدنه داستان بیشتر حذف کنیم، کوه یخ قوی‌تر می‌شود. قدرت داستان در چیزهایی است که نویسنده می‌داند اما فاش نمی‌کند. اگر او چیزی را به خاطر ندانستن حذف کند، در داستان سوراخ پیدا می‌شود.»

۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

شماره 79 و ویژه­ نامه نوروزی بخارا( 80) منتشر شد


شماره 79 مجلۀ بخارا ویژه نامه ای است برای فردریک شوپن، آهنگساز نامدار لهستانی. علی اصغر بهرام بیگی ، علیرضا امیرحاجبی ، گلبرگ برزین، سیما سلطانی، امیر صراف، مجید عباسی، مهدی فروغ، فرزانه قوجلو، سحر کریمی مهر، خجسته کیهان، احسان لامع، مریم مرادی، ترانه مسکوب، افشین معاصر ، هستی نقره چی و روشن وزیری از نویسندگان و مترجمان این شماره از مجله بخارا هستند. این ویژه نامه با سالشمار زندگی فردریک شوپن آغاز می شود و با سیر تکوینی آثار شوپن و ویژگی­های او ، تحلیل و بررسی سبک شوپن و تغییر سبک شناسانه در آثار او ادامه می یابد. و گزارش مراسم دویستمین سالگرد تولد شوپن در ایران از دیگر مطالب این شماره است و گزارشی از روز خاک سپاری این آهنگساز بلندآوازۀ لهستانی و عشق همیشگی او به خاک زادگاهش وجهی دیگر از وی را برای مخاطب ایرانی آشکار  می کند. و پایان بخش  این ویژه نامه ، تصاویر شاعرانۀ موسیقی فردریک شوپن است و هنر پوستر لهستانی.


 ویژه­ نامه نوروزی مجلۀ بخارا ( شماره 80) نیز در 730 صفحه از صبح روز یکشنبه 15 اسفند ماه 1389 در کتابفروشی­ها و دکه­ های روزنامه­ فروشی در دسترس علاقمندان قرار گرفت. این ویژه­ نامه تصویری از مجتبی مینوی را بر روی جلد دارد که ایرج افشار در 1354 از وی برداشته است. در این شماره از مجلۀ بخارا مقالاتی از : عبدالحسین آذرنگ، داریوش آشوری، آیدین آغداشلو، ایرج افشار، محمد ابراهیم باستانی پاریزی ، محمدرضا باطنی، سیمین بهبهانی ، بهاء­الدین خرمشاهی، هوشنگ دولت­آبادی ، محمدرضا شفیعی کدکنی، محمود طلوعی، عزت­الله فولادوند، حسن کامشاد و ... به چاپ رسیده است. همچنین در این شماره بخشی از مجله به یادبود مینوی اختصاص یافته و نیز به مطالبی دربارۀ هشتاد سالگی محمود طلوعی، نقد و بررسی کتاب، ایرانشناسی ، زبان­شناسی و مباحث دیگر پرداخته است. با هم مروری داریم بر فهرست این ویژه­ نامه :
نقد ادبی
ادبیات و توتالیتاریسم/ جرج اُروِل/ ترجمه دکتر عزتالـله فولادوند            12
ده دستور نويسندگي/ دکتر حسن كامشاد       17
فاطمة سياح و نقد ادبي/ دکتر ايرج پارسينژاد  29
اشمیت، پیامبر واقعگرای امید/ مانیا اربابی     40

دربارة شعر فارسی و نقد
نیمای جوان و آغاز شعر نوآیینِ فارسی/ سيمين بهبهاني            49
در ترجمهناپذیری شعر/ دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی   82
دربارۀ شعر/ دکتر هوشنگ دولتآبادی            89
حافظ، لسانالغیبِ حکمتِ شاعرانهی ایران/ دکتر حسین ضیایی/
            ترجمه: سیما سلطانی          94
زبانشناسی
زبان به عنوان یک رفتار اجتماعی/ دکتر محمدرضا باطنی          109
علومِ انسانی در ایران و مسئلهیِ زبانِ آن/ داریوش آشوری          118
بررسی واژه «گاوگیل» از نظر زبانشناسی/ جلیل اخوانزنجانی    145

پژوهش
تاریخ اندیشة سیاسی در اسلام: میراث فرهنگی ایران و اندرزنامهها/
            پاتریشیا کرون/ ترجمة: مسعود جعفری  152

ایرانشناسی
تازهها و پارههای ایرانشناسی (69)/ ایرج افشار          172
ایرانشناسی در کشورهای آلمانیزبان (2)/ دکتر سعيد فيروزآبادي           191
دارالفنون و اولین ترجمه فارسی گاثاهای زرتشت/ دکتر تورج دریایی        202
نشریه مطالعات ایرانی/ فرزانه قوجلو  209
در قلب غربت و قرابت/ ایرج افشار     219

یادداشتهایی از ژاپن
از چشمۀ خورشید (26)/ دکتر هاشم رجبزاده  224

تاجیکستان
کتابها و نشریاتی از تاجیکستان (14)/ مسعود عرفانیان            247

شعر جهان
چهار شعر از میرو سلاو هلوب/ ترجمة پرویز امینزاده     260

شعر فارسی
بهارِ غمانگیز/ هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سایه)          266
چهار شعر از تقی پورنامداریان        271
سال نو/ یدالـله بهزاد کرمانشاهی       275
عـَلـَم دولت نوروز/ محمد آصف فكرت           277
گذشت زمانه/ غلامرضا رشید یاسمی  281
در آفتاب/ کاظم سادات اشکوری        282
یادت هست؟/ فریده رازی    286
قالیها/ منصور اوجی          288
چهار شعر از سهیلا امیرسلیمانی/ فرزانه قوجلو            291
دریا... رود/ حسین اکبری (سِمن)       296
خطابۀ شعلهها/ دکتر صمصام کشفی 297
با اسب چوبین کلمات/ داود ملکی     298
غمنامه/ حسن نیکبخت     302
صبح نشابور/ عبدالکریم تمنا هروی افغانستانی   303
دیدار عربِ بادیهنشین از مجنون/ مولانا عبدالرحمن جامی/
            امیرهوشنگ کاووسی           305
مادر/ ایرج میرزا (جلال الملک)/ امیرهوشنگ کاووسی       307
بهاریه/ سحر کریمیمهر       308

قلمرنجه
قلمرنجه (6)/ بهاءالدين خرمشاهي     311

تاریخ نشر
تاریخ نشر کتاب در ایران(9)/ عبدالحسین آذرنگ         328

داستان
امیدوارم پایکوبی و دستافشانی میکنی/ مینو مشیری 339

آویزهها
آویزهها (12)/ میلاد عظیمی 342

تاریخ
دکتر محمد مصدق در پهنة آموزش و دانش (4)/ دکتر ناصر تکمیل همایون 374
خاطرات
صادق هدایت لقب «هالو» را به او داد/ عطاءبهمنش       390
نامهای از شیراز/ ویکتوریا دانشور       398

یادبود مینوی
گزارش مراسم شب مجتبی مینوی در دانشگاه تهران/ شهاب دهباشی      405
به یاد مجتبی مینوی/ علی دهباشی
مینوی و تحقیقات ایرانی/ دکتر مهدی محقق
خاطراتی از استاد مینوی/  دکتر علی رواقی
احاطه بر ادبیات جهان/ دکتر محمد روشن
مروری بر زندگی علمی مجتبی مینوی/  محمد افشینوفایی
کتابخانهای به وسعت یک زندگی/ المیرا خانلرخانی
زندگینامه و فهرستنامه/ تهیه وتنظیم ایرج افشار          445
مجتبی مینوی، استادی از اقلیم «نمیدانم»/ ایرج افشار 468
سالها باید/ حبیب یغمایی   508
نکتههائی ننوشته از زندگی او/ ماهمنیر مینوی 510
پندي به یادگار از مينوي/ آرش افشار             519
مقام زبان و ادبیات در ملیت/ زنده یاد مجتبی مینوی     521

گزارش
گزارش مراسم شب حافظ/ شیما قربانینیا       526
قلم قدسی احصایی/ بهاءِالدین خرمشاهی        539
گزارش شب ویلیام باتلر ییتس/ رخشانه لطفی 543
گزارش شب ويليام سارويان/ ترانه مسكوب     570
ماجرای ترجمه کمدی انسانی/ سیمین دانشور  581

هشتادسالگی محمود طلوعی
خواندنیها، امیرانی و طلوعی/ دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی    588
کتابشناسی محمود طلوعی                607
گفتگو با محمود طلوعی/ علی دهباشی           612
در آئینة زمان (1)/ محمود طلوعی     632
یاد و یادبود
خاطراتی از حسین شهیدزاده/ دکتر ابراهیم تیموری      655
پیش خرید قبر/ حسین شهیدزاده      662
پهلوانی که گریستن میدانست/ مسعود بهنود 672

نقد و بررسی کتاب
مظفرالدینشاه به فرنگ میرود/ علیرضا مناف زاده       676
نسخههای مصور شاهنامه در پاریس/ آزاد بروجردي      686
فهرست مجلة آینده/ عبدالمحمد روحبخشان    690
یادداشتی بر بازپسین گفتوگو سارتر/ الهام باقری        693
9
آن طرف دیگر/ علیرضا دینمحمدی   698
واژگان نامههای فرانسوی زبان/ دکتر محسن حافظیان   700
معرفي انتشارات بنياد ايرانشناسي 703
قهرمانان در تاريخ/ الهام افتحي        715
میباش که تا گلی زما بوئی/ پرویز خائفی            719
و نمونه­ای از انشاء و دست­خط زنده­یاد مجتبی مینوی
IMG_0002.jpg
نحوۀ تهیۀ مجلۀ بخارا :  1. از طریق اشتراك سالانه :
الف )  در داخل كشور و شش شماره با احتساب هزينه پست پنجاره هزار تومان ،
ب ) برای کشورهای اروپایی 85 هزار تومان و برای آمریکا، کانادا، استرالیا 120 هزار تومان است.
متقاضایان می توانند وجه اشتراک را به حساب جاری 0100009347007 بانک صادرات شعبه 774 اوایل خیابان میرزای شیرازی به نام علی دهباشی واریز کنند و اصل برگه را با نشانی دقیق ( با قید کد پستی) به نشانی تهران ـ صندوق پستی 166-15655 ارسال کنند یا به شماره 88958697 فاکس کنند و یا به ایمیل dehbashi.ali@gmail.com  ارسال نمایند.
2. خرید از کتابفروشی­های مقابل دانشگاه، کتابفروشی­های خیابان کریمخان زند، کتابفروشی آرین ( خیایان میرداماد)، شهر کتاب شریعتی( نرسیده به معلم) ، شهر کتاب پارک ساعی، شهر کتاب نیاوران ( نشر کارنامه) .
3. خرید از دکه­های روزنامه­فروشی
4. در ضمن علاقمندان در تهران می­توانند طی تماس با تلفن 09121300147 و یا ایمیل  dehbashi.ali@gmail.com  با دادن نشانی بخارا را از طریق پیک نیز دریافت کنند.


۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

یاد داشت ناصر زراعتی بر کوچ کاوه گلستان

«عباس، امشب به یاد تو باید زد. قیقاج میزدی، قیقاج میزنیم؛ تو روی چرخ بودی و ما در اتاق تاریکیم. تاریکی اتاق همان قدر روشن است که مرده بودن تو زندگی ست. من با تو حرف میزنم- هرچند حرف نباید زد.»
(مد و مه، ابراهیم گلستان)
***
رفتی کاوه؟ رفتی که عکس و فیلم بگیری از جنگ، پات رفت روی مین، پریدی هوا... رفتی؟
امشب به یاد تو تنها نشسته ام. تو رفته ای، اما یاد تو اینجاست. با یاد تو، به قول خیام، پیاله سرنگون باید کرد!.. امشب به یاد تو باید بود...
راستش تقصیر خودت بود. تا جایی که من میدانم، تو باید بیست و پنج شش سال پیش میرفتی؛ آن روزها که از انقلاب عکس میگرفتی، یا در این گوشه و آن گوشه ایران، دوربین به دوش میگشتی... یا در غرب، آن لحظه های تکان دهنده را در عکسهایی بی نظیر ثبت میکردی، یا در آن هشت ساله جنگ و پس از آن، در کوچه ها و خیابانها، میدانها... یا بعدها، هرجا که رفتی و بودی... واقعا شانس آوردی... باید گلوله ای به تنت میخورد، یا بمبی، خمپاره ای بر سرت میریخت، یا گم میشدی و چند روز بعد جسدت را، کتک خورده و خفه شده، کنج خرابه ای پیدا میکردند، یا جایی دارت میزدند، یا جلو دیواری بدنت را سوراخ سوراخ میکردند، یا توی خیابانی خلوت میگذاشتندت زیر ماشین... خیلی شانس آوردی...
میگویند: «مرگ در میدان!» کدام میدان؟ میدان چی؟ میدان جنگ؟ میدان مین گذاری شده ارتش صدام؟ این مردک کله خر دیوانه در جنگی احمقانه با قلدرهای بی شرف دنیا؟ تو که نرفته بودی بجنگی. تو که اهل جنگ و جنگیدن نبودی... رفته بودی مثل همیشه شاهد باشی و شهادت بدهی، رفته بودی از کثافت جنگ و جنایت و فاجعه و رنج و کشتار مردمان بی پناه و معصوم عکس و فیلم بگیری تا به ما و مردم دنیا نشان بدهی و بگویی: «ببینید!»
در این همه سال که سخت کار کردی، نه اهل جنجال و هیاهو بودی، نه اهل قضاوت... بی سر و صدا کارت را میکردی. با دوربینهات که قلمت بود، فجایع و رنج و جنایت را ثبت و ضبط کردی تا به همگان نشان بدهی، تا در تاریخ بماند... کار تو، عکسها و فیلمهایت قضاوتت بود. میماند و خواند ماند.
میدانم، جنگ هم اگر نبود، تو راحت نمی نشستی! نمیتوانستی راحت بنشینی...
رفیق خوب هنرمند! امشب، یاد عزیز تو با من است. اینجا کجا و آنجا که تو رفتی کجا؟...
کاوه! پاشدی از لندن رفتی تهران چه کنی؟ میخواستی عکاسی کنی؟ خب، همانجا میماندی. هیچ کار که نمیتوانستی بکنی، عکاس مدل که میتوانستی بشوی؟ میرفتی از خوشگلها و خوشپوشها عکس میگرفتی... هم فال بود و هم تماشا... حالا برگشتی ایران، رفتی محله دروس تهران، دوست داشتی عکس بگیری؟ چه مانعی داشت؟ تو هم میرفتی سراغ بزرگان دانش و هنر و ادب و فرهنگ و فلسفه، میرفتی از مناره و گنبد عکس میگرفتی، یا از آثار باستانی پرافتخارمان، یا از ساختمانهای قدیمی و فرسوده در حال ریزش، یا از طبیعت ایران، از کوه و دشت، رودخانه و دریا، دره و صحرا، جنگل و کشتزار، کویر و نمکزار، از برگهای زرد خزان، برف سفید زمستان، از میوه های آبدار تابستان، از شکوفه های رنگارنک بهاری... از شاغلان مشاغل در حال اضمحلال، از صنایع دستی، از خورجین و قالی و گلیم و پالان و کاسه و کوزه، از قلمکار و خم رنگرزی و گلابگیری، از روستا و روستاییان، از ایل و عشیره و کوچ و قشلاق و ییلاق، یا از دراویش شیشه و آتش و سوزن خوار، از سیخ و میخ و خنجر و قمه و شمشیر تو چشم و چار و گوشت بدن، از گربه و سگ و میمون و مرغ دریایی، از زنبور و پشه و مگس و مار و عقرب و ماهی و رطیل و قناری و طوطی، از مرغ عشق و گرگ بیابان و خرس و ببر و پلنگ و اسب و خر و قاطر و شتر، یا از همه بهتر از صنایع ملی، از چیپس و پفک نمکی، از اتومبیلهای آخرین مدل مونتاژ، از مبل و یخچال و اجاق گاز و جاروی برقی و اینجور خرت و پرت های زندگی امروز شهری، از وسایل پیشرفته تکنولژی غربی، از رایانه و تلفن و دورنگار و پخش و ضبط صوت و تی وی و انواع و اقسام دوربینهای دیجیتال، از موبایل در رنگها و اندازه ها و مدلهای گوناگون... یا نه، اگر حوصله نداشتی و از هیچکدام اینها خوشت نمیآمد، از چهارشنبه سوری و نوروز و سیزده بدر و مهرگان و غیرذالک عکس میگرفتی، یا میرفتی در پارکها میگشتی، یا اصلا به کوه میزدی، از پس قلعه و درکه و گلاب دره، از دختران و پسران باطراوت و زیبا، از کاکلهای مش زده و لبهای سرخ و قهوه ای و بنفش، از روسریهای رنگ به رنگ، از مانتوهای آخرین مدل، از قهوه خانه های سنتی و چای دارجلینگ توی استکانهای کمر باریک، از قلیان کشیدن پیر و جوان، لمیده بر تختهای مفروش به قالی ایرانی... یا حتا از زنان و دختران خیابانی، از اینهمه بچه ژنده پوش و پابرهنه رها در میان ماشینها، یا از معتادهای ولو در کوچه ها و پس کوچه ها و زیر پلها... یا اصلا ول میکردی همه را و میرفتی سراغ سینما، تو که تجربه هم داشتی از سالهای پیش، میشدی عکاس فیلم، از بازیگران مشهور و هنرپیشگان تازه کار عکس میگرفتی، یا فیلمبردار میشدی، یا نه، اصلا خودت فیلم میساختی... تو این کار را هم که خوب بلد بودی...
تقصیر از خود تو بود، کاوه! جنگ هم اگر نبود، راحت نمی نشستی. این همه موضوع و زمینه کار را رها میکردی، پا میشدی میرفتی سراغ کارها و چیزهایی که خوب میدانستی نباید اسمشان را آورد... همیشه میخواستی «حقیقت» را «ثبت» کنی... و ثبت هم کردی... درباره سانسور فیلم میساختی، خودت را به دردسر مینداختی... یا میرفتی سراغ نویسنده های مغضوب، دوربینت را میکاشتی جلو روشان تا هرچه دل تنگشان میخواهد بگویند... یا نمیدانم چطور و از کجا آن بچه های عقب مانده را پیدا میکردی، تصویر معصومیت و صدای رنجشان را ثبت و ضبط میکردی... (من هیچگاه تصویر دست و پای زخمی بسته شده به تخت آن بچه های بی گناه و بی پناه را نمیتوانم از ذهنم پاک کنم).
به چیزها و کارها و جاهایی کار داشتی که نباید کار میداشتی. باید و نبایدها را البته خوب میشناختی و میدانستی، اما جلو خودت را نمیتوانستی بگیری...
حالا راحت شدی؟ خیالت آسوده شد؟
رها شدی از شر هرچه مجوز و تجویز است، کاوه؟!
مجوزدهندگان و ممیزان را هم خلاص کردی از شر خودت... حالا همه نفس راحت میکشند.
حالا دیگر لازم نیست با هیچکس و هیچ جا سر و کله بزنی و هی تیشه بدهی و اره بگیری...
امشب به یاد تو هستم...
حالا دوربینهایت کجاست؟ لنزهایت؟ دستگاه تدوینت؟ تاریکخانه ات؟ اینها بدون تو چه حالی دارند؟ آن همه عکس، آن همه فیلم و تصویر بی تو چه بر سرشان خواهد آمد؟
آخرین بار که دیدمت دو سه هفته پیش بود. بر پرده دیدمت، در فیلمی راجع به فروغ فرخزاد. توی اتاق مونتاژت نشسته بودی، رو به دوربین، انگار مرا نگاه میکردی و همان حرفهای قشنگی را که قبلا هم از تو شنیده بودم، دوباره میگفتی: از فروغ و آزادگیش و از پدر و آن روزهای رفته...
دلم هوایت را کرد. با خودم گفتم هرگاه رفتم تهران، حتما زنگ میزنم میبینمش...
یکبار هم من توی اتاق مونتاژ بودم که آمدی. نشستیم و چای نوشیدیم و تکه هایی از فیلمی را دیدیم و گپ زدیم...
آن روز خوب اوایل تابستان (چند سال پیش بود راستی؟) در خانه ات نشستیم... گمانم همان خانه فروغ بود، در دروس... شربت و چای نوشیدیم و سیگار دود کردیم و فیلم دیدیم و گفتیم و شنیدیم... چقدر حرف داشتی برای گفتن! چقدر طرح داشتی برای ساختن! چقدر عکس نشانم دادی!
در این سالها دیدارهامان زیاد نبود... حالا افسوس میخورم... من که بیشتر اینجا بودم در این ده دوازده سال، تو هم که آنقدر کار داشتی که نتوانستی سری به این طرفها بزنی...
حالا استراحت کن کاوه! خستگی آن همه سال کار سخت را از تن به در کن!
تو زندگیت کارت بود، کارت زندگیت... همیشه یا دوربین عکاسی و تصویربرداری دستت بود یا پشت دستگاه تدوین نشسته بودی یا فیلم میدیدی، یا از فیلم و سینما و عکس حرف میزدی...
کار کردنت را هم که ممنوع میکردند، باز کار میکردی... نمیتوانستی کار نکنی...
امشب تلخم، کاوه! باور نمیکنم، اما باید باور کرد... رفتم «مد و مه» پدرت را برای چندمین بار خواندم... ایکاش میتوانستم من هم برای تو چیزی بنویسم مثل این داستانی که پدر نوشت سالها پیش... افسوس...
اینطور رفتن هم که تو رفتی، سعادتی است! گفتم که تو آدم خوش شانسی بودی. در مرگ هم، مثل زندگی لااقل در این بیست و پنج شش سال گذشته، شانس داشتی. راحت شدی، راحت رفتی... من که هنوز نمیدانم چه بوده و چه شده، هرکس چیزی میگوید... میگویند ماشین را نگهداشته ای، در را باز کرده ای آمده ای بیایی پایین که حتما نگاهی به اطراف بیندازی که چه تصویرهایی بگیری... که پات را درست میگذاری روی یک مین... اما میتوانم حدس بزنم که یک آن بیشتر نبوده... شاید هنوز تصویری را که میخواستی بگیری در ذهن داشته ای که رفته ای... تمام...
اینطور بهتر است، نه؟ بهتر است از سکته و سرطان و تصادف و پیری و فرتوتی و فلج و... اتاق سی سی یو، جراحی، تعویض رگ، شیمی درمانی، اشعه و هزار زجر و شکنجه... کم کم آب شدن و هی درد کشیدن...

رفتی، کاوه؟ رفتی که عکس و فیلم بگیری...

گوتنبرگ سوئد
13 فروردین 1382

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

صداقت و عدم صداقت در اثر ادبی

این نوشته را  اینجا بخوانید.

۱۳۸۹ دی ۲۳, پنجشنبه

سالگرد تولد پدر داستان نویسی ایران

سالگرد تولد پدر داستان نویسی ایران: "23 دی 1274، هنوز یازده سال مانده بود تا فرمان مشروطیت صادر شود که محمدعلی جمالزاده در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. در اصفهانی که توصیف آن زمانش را در تمام داستان هایش می توان دید"

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

ای بخارا دیر زی


شماره 78-77 مجله بخارا در 720 صفحه منتشر شد. تصویر دکتر ژاله آموزگار زینت­ بخش روی جلد این شماره از مجله بخاراست . دکتر ژاله آموزگار در 1389/2010 جایزه Lifetime Achievement Award studies را از سوی The International Society for Iranian Studies به پاس « یک عمر تلاش ممتاز» دریافت نمود. این جایزه در سال­های گذشته به ایرج افشار و دکتر شفیعی کدکنی تعلق گرفته بود. متن سخنرانی دکتر ژاله آموزگار در آن مجمع به طور اختصاصی در این شماره از مجله بخارا انتشار یافته است.
با هم مروری داریم بر فهرست شماره 78-77 مجله بخارا :
آن مرد
آن مرد (در تجلیل از مرتضی احمدی)/ بهرام بیضایی 7

بیست سالگی بخارا
ای «بخارا» شادزی.../ دکتر امیرهوشنگ کاوسی    9

اندیشه
تأملاتی دربارة گاندی/ جرج اورول/ دکتر عزتالله فولادوند    12

نقد ادبی
ساختار ساختارها/ دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی 26
ایران در شاهنامه/ دکتر حسن انوری   32
مشاهده، روش اشراق، و زبان شعر(بحثی پیرامون نظام فلسفی اشراق
شهابالدین سهروردی)/ دکتر حسین ضیایی    43
بیزل بانتینگ، شاعر انگلیسی اوایل قرن بیستم/ دکتر حسن جوادی 57
مساوات منصفانه/ دانیلبل/ مینو مشیری   77

زبانشناسی
مهارت در خواندن/ دکتر محمدرضا باطنی   82
جشننامه دکتر ژاله آموزگار
هزار سال جلالي.../ علی دهباشی 94
کتابشناسی کتابها و مقالات و سوابق علمی دکتر ژاله آموزگار     96
زبان شیرین فارسی/ دکتر ژاله آموزگار    108
زبانهای باستانی و ادیان آسمانی (گفتگو با دکتر ژاله آموزگار)  129
آشنايي با کتاب تاریخ اساطیری ایران/ سیما سلطانی 150
مروری مختصر بر آثار دکتر ژاله آموزگار/ سیّداحمدرضا قائممقامی  154

ایرانشناسی
تازهها و پارههای ایرانشناسی (68) / ایرج افشار   163
ایرانشناسی در کشورهای آلمانی زبان (1)/ دکتر سعید فیروزآبادی 192
تصحیح در تاریخ طبری برحسب متن پهلوی بندهش/ دکتر تورج دریایی   201
مهرگان: میلاد خورشید و مرگ ضحاک در آغاز زمستان/
گفتگو با دکتر جلال خالقی مطلق/ نوشین شاهرخی  207
ایران، اسلام، روشنفکران عامی/ دکتر محمود امیدسالار  211
فرضیة فاجعهزدگی: تأثیر پایدار فاجعة مغول در تاریخ
سیاسی، اجتماعی و علمی ایران/ دکتر عباس عدالت 227

یادداشتهایی از ژاپن
از چشمه خورشید (25)/ دکتر هاشم رجبزاده 264

تاجیکستان
کتابها و نشریاتی از تاجیکستان (13)/ مسعود عرفانیان    288

شعر جهان
به حافظ، پرسش یک آبنوش/ فریدریش نیچه/ داریوش آشوری   302
کافه اسلاویا/ یاروسلاوسایفرت/ پرویز دوایی    303
چند شعر از اینگه بورگ باخمن/ مهشید میرمعزی  306
هاینریش هانیه و حماسه فردوسی/ علی عبداللهی 311
فردوسی شاعر (شعری از هاینریش هانیه)/ علی عبداللهی    314

شعر فارسی
دو قصیده در ولادت حضرت حجت (عج)/ محمدعلی فروغی    321
نگاه / غلامعلی رعدی آذرخشی    327
درباره شعر نگاه/ کامیار عابدی     333
ایران من/ ابوالقاسم لاهوتی    337
یاران همه رفتند/ محمدتقی بهار   338
عقاب/ پرویز ناتل خانلری 339
دربارة ترجمة شعر «عقاب»/ امیرهوشنگ کاوسی    347
ترجمه فرانسوی شعر «عقاب»/ دکتر امیرهوشنگ کاوسی    351
دریغ/ مظاهر مصفا   358
زندگی مثل یک جوی آب است/ دکتر سیروس شمیسا    359
کشت سبز.../ اسد بدیع    360
کارنامه/ شیدا دیانی 361
بخارا/ گلرخسار 362
بهار من گذشته شاید.../ سحر کریمیمهر    363
ایران من، ای یادگار یادگارانم!/ حسین منزوی  364
اعتراف/ حسين اكبري (سَمن)   365
سه شعر از سهیلا امیرسلیمانی   366
با اسب چوبين كلمات/ داوود ملكي     369
مشتی بنفشه/ هنگامة فولادوند   373


قلم رنجه
قلمرنجه (5)/ بهاءِالدین خرمشاهی 376

تاریخ نشر
تاریخ نشر کتاب در ایران (8)/ عبدالحسین آذرنگ     385

تاریخ مطبوعات
درآمدهای جنبی روزنامهنگاران قدیم/ دکتر ناصرالدین پروین     395
شیخ احمدبهار و روزنامة بهار/ اسماعیل جسیم 407

آویزه‌‌ها
آویزهها (11)/ میلاد عظیمی     422

تاریخ
دکتر محمدمصدق در پهنة آموزش و دانش (3):
در دانشکده حقوق دانشگاه نوشاتل/ دکتر ناصر تکمیل همایون 454

سفرنامه
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر/ آصف فکرت    470

خاطرات
خاطراتی از مسعود فرزاد/ دکتر سیروس شمیسا 495

گزارش
فردوسی و شاهنامه در کمبریج/ محمود متقالچی    501
گزارش مراسم شب رهنورد زریاب در کابل/ سرور رجایی 519
گزارش شب راینر ماریا ریلکه/  شهاب دهباشی   530
گزارش مراسم جشن
دويستمين سالگرد تولد فردریک شوپن/ ترانه مسکوب    549

طنز
معانی طنزآمیز واژگان/ نصرت کریمی  565

جعبه آینه کتاب
جعبة آینه کتاب (3)/ محمد افشینوفایی    571
یاد و یادبود
پلكِ مستور از نجومِ نقرهييي مناجات/ سيمين بهبهاني    595
به یاد کاظم برگ نیسی/ سیدحسین رضوی برقعی        600

بررسی و نقد کتاب
علت بیقانونی در ایران/ دکتر احمد کاظمی موسوی 613
دربارة کتاب یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی/ علیاصغر حقدار 620
سیاست و فرهنگ روزگار صفوی/ محمد گلبن    630
ایرانیان گمگشته ( کتابی از دکتر نسرین رحیمیه)/ فرزانه قوجلو    637
ساختارشناسی فعلهای فارسی/ یوسف امیری  643
حدیث کرامت (نقد کتاب دکتر محمداستعلامی)/ دکتر حسن لاهوتی  646
خاطرات هنرپیشه نقش دوم/ ناهید طباطبایی 656
دربارة خانه دایی یوسف/ مجید ادیبزاده   658
من کور شدهام
(نقد و بازخوانيِ رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو)/ پارسا نوروزی    663
  ویرجینیا وولف، یک زندگی/ ( ویرجینیا وولف/ گردآوری و ترجمه فرزانه قوجلو) ترانه مسکوب 
نحوۀ تهیۀ مجلۀ بخارا :  1. از طریق اشتراك سالانه :
الف )  در داخل كشور و شش شماره با احتساب هزينه پست پنجاره هزار تومان ،
ب‌)    برای کشورهای اروپایی 85 هزار تومان و برای آمریکا، کانادا، استرالیا 120 هزار تومان است. متقاضيان مي توانند وجه اشتراك را به حساب جاري 0100009347007 بانك صادرات شعبه 774 اوايل خيابان ميرزاي شيرازي به نام علي دهباشي واريز كنند و اصل برگه را با نشاني دقيق ( با قيد كد پستي ) به نشاني : تهران ـ صندوق پستي   166-15655 ارسال كنند يا به شماره 88958697 فاكس كنند و یا با ایمیل dehbahi.ali@gmail.com  ارسال نمایند.
2. خرید از کتابفروشی­های مقابل دانشگاه، کتابفروشی­های خیابان کریمخان زند، کتابفروشی آرین ( خیایان میرداماد)، شهر کتاب شریعتی( نرسیده به معلم) ، شهر کتاب پارک ساعی، شهر کتاب نیاوران ( نشر کارنامه) .

مجله بخارا 78-77 از صبح پنج­شنبه مورخ 16/10/1389 در دسترس علاقمندان قرار دارد.